محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
532
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( فاعملوا و العمل يرفع ) كار نيك نزد خداوند فرا رفته و او آن را پذيرفته و به آن پاداش مىدهد : « به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد . » « 1 » ( و التّوبة تنفع ) كسى كه از گناهان توبه كند ، مانند كسى است كه هيچ گناهى نكرده است . پيش از اين درباره توبه سخن گفته شد . « 2 » ( و الدّعاء يسمع ) تا زمانى كه زنده هستيد ، مىتوانيد به درگاه خداوند رو كرده و از او رحمتش را بخواهيد . ( و الحال هادئة ) شما اكنون مىتوانيد براى روز ديگر خود كار و تلاش كنيد . ( و الأقلام جارية ) قلمها اكنون به نگارش نيكىها و بدىهايتان مشغولند . ( و بادروا بالأعمال عمرا ناكسا . . . ) پيش از پيرى به پيشباز نيكوكارى برويد و تا مىتوانيد از خود نيكى بر جاى گذاريد ؛ پيش از آنكه به دوره ناتوانى درآييد و يا بيمارى و مرگ شما را از كار نيك باز دارد . انسان از آغاز ولادت همواره در حال تجربه مرگ است ؛ زيرا اجزاى بدنش پيوسته به مرگ دچار گشته و اجزاى ديگرى به جايش مىرويد . بنابراين مرگ سرانجام حتمى همه آدميان است كه علت اصلى آن همان شيوه زندگى دنيا است . تنها خداوند است كه از مرگ مصون بوده و همواره زنده و جاويدان است . ( و قلّت عنكم نبوته ) ضمير غايب به مرگ بازمىگردد . واژه « نبوة » نيز به معناى كندى است . اين بند مىگويد كه چون نشانههاى مرگ آشكار شود ، راه خطا نرفته و بلافاصله آدمى را در مىربايند . مرگ بنا به تعبير امام ، چيرهگرى شكستناپذير و تعقيبكنندهاى تعقيبناشدنى است . مرگ تكتك آدميان را
--> ( 1 ) . إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ فاطر / 35 : 10 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه : 94 و 183 .